دسته
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 8677
تعداد نوشته ها : 61
تعداد نظرات : 67
Rss
طراح قالب
در زندگي درنگ كن و بيانديش،قبل از هر عكس العملي فكر كن،صبور باش
ببخش و فراموش كن،بگذار و بگذر.از يك نفر گرفته تا هزاران نفر،همه را
دوست بدار
دسته ها :
شنبه بیست و چهارم 4 1385
تو يه لحظه مثل من تنها نبودي
پرسه گرد مست كوچه ها نبودي
يه دفعه ام نشد كه گوش بدي به حرفام
واسه درد دل من دوا نبودي
با چشام هزار دفعه مرگمو ديدم
هميشه رفتم و هيچ وقت نرسيدم
تا بمونم با تو از همه بريدم
تو رو اما دورتر از هميشه ديدم
اون كه بي صدا باهات حرف مي زنه
لحظه لحظه زير پاهات مي شكنه
اون منم كه از همه عاشق ترم
از تو دورم و باهات همسفرم
همسفرم
همسفرم
دسته ها :
شنبه بیست و چهارم 4 1385
پس خداوندا دواي درد مرا به قلبم برسان تا اين كابوس وحشتناك سرطان و مرگ به خاطر جدايي از عشق را از وجودم محو شود
 الهي به اميد تو

 

دسته ها :
دوشنبه نوزدهم 4 1385

دلم برای گریه تنگ شده

پس تو کجایی بهترینم

دسته ها :
دوشنبه نوزدهم 4 1385

می خواهم اشک را معنا کنم

اشک یعنی  گریه قلبی سرخ

اشک  یعنی  گریز از تنهایی  

 اشک یعنی زلالی  یک عشق 

  اشک یعنی سر چشمه  پاکی

 اشک یعنی یک قطره خوبی   

شاید هم یک دریا غم!!!!!!!   

و انگار چشمها خشک شدند 

اشکی بریزید از شوق!!!!!!    

گریه کنید تا دریا شوید!!!!!    

حالا شما بگویید:                 

اشک چیست؟  

 

دسته ها :
دوشنبه نوزدهم 4 1385

 

عميق ترين درد زندگی مردن نيست........

....بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزی

....... گذاشتن سدی در برابر روديست که از چشمانت جاری است

..... پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترين حالت شکسته است

..... نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن تکيه کنی و از غم زندگی برايش اشک بريزی

.....ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدايی به سرانجام برسانی

..... نداشتن يک همراه واقعيست که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد

..... به دست فراموشی سپردن قشنگ ترين احساس زندگی است..........

       عمیق ترین درد زندگی يخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست.

دسته ها :
دوشنبه نوزدهم 4 1385

اگر گل می بودم وشاخه ای از آن را تقدیمت می کردم

آگه محبت می بودم وقسمتی از أن را نثارت می کردم

آگه اشک می بودم ودر کنار گونه هایت جاری می شدم

آگه باران می بودم و بر رخسارت می باریدم

اکنون که نه گل ،محبت،اشک،بارن که نیستم ولی هرچی هستم دوستت دارم دوستم بدار

دسته ها :
يکشنبه هجدهم 4 1385
                                     

به او بگوييد دوستش دارم با صدايي آهسته ، آهسته تر از صداي بال پروانه ها      

به او بگوييد دوستش دارم با صدايي بلند ، بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق

به او بگوييد دوستش دارم با هيچ صدايي، چون فرياد دوستت دارم نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد

فرياد دوستت دارم را ميتوان با تپش يک قلب به تمام جهانيان رساند                

پس بذار بدونه هيچ شرمي بگويم دوستت دارم!!!

دسته ها :
يکشنبه هجدهم 4 1385

هیچگاه هیچ حریقی هیچ نیستانی

 را چنان نسوخت که چشمان تو

 هستی مرا سوزاند!!! 

تقدیم به تو که چشمانت همه هستی من است

دسته ها :
يکشنبه هجدهم 4 1385
 هماني كه ميخواستم

تو عزيزی برايم ، تو بهترينی برايم …

آری تو آغازی برايم ، تو طلوع سحرگاهی برايم …

تو همانی كه من مدتها آرزويش را داشتم كه در قلبم بنشيند…

تو مانند چشمه ای در دل كوه می باشی كه در دلم می جوشی با آن وجود پر از عشق و محبتت
تو همان قبله ای ، قبله اميد و خوشبختی
.

در برابرت سجده ميكنم ای قبله اميد من تا اميد هايم زنده شوند.

پيش تر ها به خوشبختی اميدی نداشتم ، اما با آمدنت و طلوع زيبايت در آسمان دلم ,اميدهايم همه در
دلم زنده شدند و آفتاب خوشبختی از سوی تو در دلم نشست
.

تو همانی كه من سالها انتظارش را می كشيدم.

آمدی و با حضورت صحنه دلم را نورانی كردی

دسته ها :
يکشنبه هجدهم 4 1385
X